
در این وبلاگ بخشی از شعرها ؛ یادداشت ها و دل نوشته های اینجانب حسن عباسی منعکس می شود. بنده اصالتا از دیار باران , بخش چابکسر استان گیلان هستم و از سال 1370 در تهران زندگی می کنم. " اگر اشعار اینجانب را بازنشر می دهيد سپاسگزارتان خواهم بود كه با ذکر نام باشد.. بدرود و سپاس " بخوانید...
ادامه مطلب
اينبار كه با عشق كنار آمده است با شاخهی رُز وقتِ قرار آمده است گُل داده دوباره پیچکِ احساسشپاییزِ غمش رفته بهار آمده استحسن عباسیرباعی بخوانید...
ادامه مطلب
سخت است از دریای عشقت دور باشیبی آب کرخه می شود چون هور باشی؟!سهمت سكوت از عاشقی شد اين چه دردی استکتمان شور عشق را ، مجبور باشیپروانه وار از عشق در پيله تنيدیچون شمع می سوزی تو بايد نور باشیای بیکران دریا کنون از دست تقدیرباید شبیه ماهی در تور باشی!رسواشدن در عاشقی را دوست داریحتی اگر یک وصله ی ناجور باشیشوری ندارد زندگی، وقتی نباشیبا من بمان تا همچنان پرشور باشیحسن عباسی99/1/23...
ادامه مطلب
حيفاستبساطرمضانجمعشود زيبنده ترينمحفلجانجمعشود بر سفره ی پرفیض خدا جمع شدیم حيفاستکهایننعمتوخوانجمعشود حسنعباسی...
ادامه مطلب
درداستقلممركبشيطانشدهباشد یاحیلهگریباورانسانشدهباشد ازدردنگوید،غمماراننویسد وقتیكهنویسندهغمش،نانشدهباشد سختاستکهآیینهگریزانشودازما بیگانگیازخویش،نمایانشدهبا...
ادامه مطلب
در این وبلاگ بخشی از شعرها ؛ یادداشت ها و دل نوشته های اینجانب حسن عباسی منعکس می شود. بنده اصالتا از دیار باران , بخش چابکسر استان گیلان هستم و از سال 1370 در تهران زندگی می کنم." اگر اشعار اینجانب را بازنشر می دهيد سپاسگزارتان خواهم بود كه با ذکر نام باشد.. بدرود و سپاس " ...
ادامه مطلب
در این وبلاگ بخشی از شعرها ؛ یادداشت ها و دل نوشته های اینجانب حسن عباسی منعکس می شود. بنده اصالتا از دیار باران , بخش چابکسر استان گیلان هستم و از سال 1370 در تهران زندگی می کنم." اگر اشعار اینجانب را بازنشر می دهيد سپاسگزارتان خواهم بود كه با ذکر نام باشد.. بدرود و سپاس " ...
ادامه مطلب
سخت است به یک پنجره وابسته شوی هی چشم بدوزی به افق ، خسته شوی چون بسته شود پنجره ی رو به خیال ناکام ترین عاشق پر بسته شوی حسن عباسی + نوشته شده در بیست و هشتم دی ۱۳۹۵ساعت توسط حسن عباسی | ...
ادامه مطلب
کاش فقط یک صبح به هوای من دلت هوایی شود و بهانه ی چشمانت شوم کاش یک صبح پلک هایم با لمس دستان توگرمای حضورت را به قلبم مژده دهد و چشم در چشمت بگویم :جای تو اینجاستسمت چپ سینه امحسن_عباسی...
ادامه مطلب
از تو که می نویسم ،آینده مبهم است...تمام شعرهایم ،گذشته و حال من و توستآنها گذشته ی مرا یدک می کشند و حالم را دگرگون می کنندباید گذشته را قاب کنمو بیاویزم کنج دلم...اما حال شعرهایم ، مثل پاییز ،برگ ریزان ستو آینده ی شعرهایم ، زمستان سرد...انگار قلم در دستانم یخ زده است...حسن عباسی...
ادامه مطلب
تلخ یا شیرین ،بی معناست وقتی که تو هستیو حس بودنت را شیرین تر از عسلبه کام لحظه هایم می نوشانی و تلخی نبودن هایت را با لبخندی گس شیرین می کنی...حسن عباسی...
ادامه مطلب