
هرچند مي خواهد دلم، دستم به دستت را قانع شدم تا كه نبوسم چشم مستت را اين روزها من از شراب ياد تو مستم افطارها مي نوشم آن جام الستت را حسن عباسي...
ادامه مطلب
دخترم با خنده هايت اين دلم وا مي شود يك جهان مهر و صفا در خنده ات جا مي شود مي نشيني رو به رويم كل غم ها مي روند شادماني ميهمان جان بابا مي شود حسن عباسي روز دختران را به همه ي دختران سرزمينم و دختر عزيزم تبريك ميگويم...
ادامه مطلب
در این وبلاگ بخشی از شعرها ؛ یادداشت ها و دل نوشته های اینجانب حسن عباسی منعکس می شود. بنده اصالتا از دیار باران , بخش چابکسر استان گیلان هستم و از سال 1370 در تهران زندگی می کنم." اگر اشعار اینجانب را بازنشر می دهيد سپاسگزارتان خواهم بود كه با ذکر نام باشد.. بدرود و سپاس " ...
ادامه مطلب
شعار نيستم كه بيان كني مرا تاريخ مصرفم تمام شود... شعرم تو نخواني مرا تاريخ مي خواندم... حسن عباسي...
ادامه مطلب
حالا فهميده ام، چرا از رياضي خوشم نمي آيد " من " منهاي " تو " برابر است با " صفر " و اين " صفر " لعنتي در هرچه ضرب شود جوابش " صفر " است بمان تا كم نشوي از من حسن عباسي...
ادامه مطلب