
چون بركه ساكنیم و به دریا نمیرسیمدرگیر لحظهایم و به فردا نمیرسیمماندیم پای عادت دیروزمان ولیشد عمرمان تباه، به معنا نمیرسیمدر زندگی چُنان پیِ نانیم بیامانیک لحظه هم به لذت دنیا نمیرسیمبا وعدههای پوچ شنیدن تمام عمرجایی به جز جهنم عقبا نمیرسیمچون باغ بیثمر که فقط قد کشیده استخالی ز سرو سبز، به بالا نمیرسیمدر نوبهار خوب شود وضع باغمانبا حال بد به قلهی رویا نمیرسیمحسن عباسی بخوانید...
ادامه مطلب
در این وبلاگ بخشی از شعرها ؛ یادداشت ها و دل نوشته های اینجانب حسن عباسی منعکس می شود. بنده اصالتا از دیار باران , بخش چابکسر استان گیلان هستم و از سال 1370 در تهران زندگی می کنم. " اگر اشعار اینجانب را بازنشر می دهيد سپاسگزارتان خواهم بود كه با ذکر نام باشد.. بدرود و سپاس " بخوانید...
ادامه مطلب
در این وبلاگ بخشی از شعرها ؛ یادداشت ها و دل نوشته های اینجانب حسن عباسی منعکس می شود. بنده اصالتا از دیار باران , بخش چابکسر استان گیلان هستم و از سال 1370 در تهران زندگی می کنم." اگر اشعار اینجانب را بازنشر می دهيد سپاسگزارتان خواهم بود كه با ذکر نام باشد.. بدرود و سپاس " ...
ادامه مطلب
به خودم که آمدماز رفتن تودو فنجان قهوه ی تلخ سکوتیک هوا #دلتنگییک آسمان ،#تنهایییک آشپزخانه ، #خاطرهو حجمی از سایه های #دلتنگدر فضای خانهجا مانده بود…!#یهویی #حسن_عباسی...
ادامه مطلب
چنان می خواهمت مانند ماهی آب دریا را...و یا مغروق بدحالی که جوید راه ساحل را...#حسن_عباسی...
ادامه مطلب
پاییز که فرا می رسد، آواز خش خش برگ های درختان گوش نواز می شود و تنوع فصل رنگارنگبیش از هر زمان دیگر عشق را میهمان جان و دل مان می کند..پاییز که از راه می رسد، درختان و پرندگان و عاشقان بیش از هر زمان دیگر قدم زدن های دو نفره را به تصویر می کشند... حسن عباسی...
ادامه مطلب