نوشته ها و اشعار حسن عباسی

متن مرتبط با «نمی دانم چرا این روزها» در سایت نوشته ها و اشعار حسن عباسی نوشته شده است

با تو اگر این زندگی همسنگ می شد

  • نیلوبلاگ

    با تو اگر این زندگی همسنگ می شد دنیای من با عشق تو خوشرنگ می شد ای كاش باهم زير سقفی می نشستيم حتی اگر در کل دنیا جنگ می شد در پادگان عشق، یک سرباز ساده با لشگر مژگان تو سرهنگ می شد ای کاش آن سرباز من...

    ادامه مطلب
  • اینجا عقل صدر نشین است...

  • نیلوبلاگ

    در این وبلاگ بخشی از شعرها ؛ یادداشت ها و دل نوشته های اینجانب حسن عباسی منعکس می شود. بنده اصالتا از دیار باران , بخش چابکسر استان گیلان هستم و از سال 1370 در تهران زندگی می کنم." اگر اشعار اینجانب را بازنشر می دهيد سپاسگزارتان خواهم بود كه با ذکر نام باشد.. بدرود و سپاس " ...

    ادامه مطلب
  • آب از سرم گذشته و عاقل نمی شوم

  • نیلوبلاگ

    آب از سرم گذشته و عاقل نمی شومبی سيب عاشقی تو کامل نمی شومشاعر شدم به مهر تو ای ماه مهربان یک لحظه از حضور تو غافل نمی شوم حسن عباسی...

    ادامه مطلب
  • جای تو اینحاست سمت چپ سینه ام

  • نیلوبلاگ

    کاش فقط یک صبح به هوای من دلت هوایی شود و بهانه ی چشمانت شوم کاش یک صبح پلک هایم با لمس دستان توگرمای حضورت را به قلبم مژده دهد و چشم در چشمت بگویم :جای تو اینجاستسمت چپ سینه امحسن_عباسی...

    ادامه مطلب
  • عاشق بودن را دوست دارم گرچه می دانم...

  • نیلوبلاگ

    عاشق بودن را دوست دارمگرچه می دانم که عشق برای من،مانند بهاری ست که رنگ خزان گرفتهرودی ست،که به سمت کوه می رودو جنگلی ست که آتش گرفته...عاشقت می مانم وچمدانم رابا آخرین نگاه تو بسته امو چترم را به استقبال باران چشمانت باز کرده ام...#حسن_عباسی...

    ادامه مطلب
  • نمی دانم چرا چشمانم به لبخند آخرین عکست حساسیت پیدا کرده...

  • نیلوبلاگ

    باران پاییز اگرچه کوچه را پر از عطر قدم های تو می کندو چترم را بیکارتر از همه ی فصل ها،اما نمی دانم چرا چشمانمبه لبخند آخرین عکستحساسیت پیدا کرده و بی اختیارتر از باران پاییزگونه هایم را نوازش می کند...حسن_عباسي...

    ادامه مطلب
  • حالا فهميده ام، چرا از رياضي خوشم نمي آيد

  • نیلوبلاگ

    حالا فهميده ام، چرا از رياضي خوشم نمي آيد " من " منهاي " تو " برابر است با " صفر " و اين " صفر " لعنتي در هرچه ضرب شود جوابش " صفر " است بمان تا كم نشوي از من حسن عباسي...

    ادامه مطلب
  • لعنت به من و اینهمه انتظار...

  • نیلوبلاگ

    فرقی نمی کند،چه امروزچه فردا و یا چندین سال بعد... از لحظه ای که رفتی،با دلتنگی نبودنت،قرار و آرامش از من رفته است...از یک جایی به بعد نیامدنت خیلی دیر است،حتی اگر منتظرت نباشم...با نیامدنت،سال هاستکه عقربه های ساعت روی دیوار کاهگلی اولین خاطره ی دیدارمان،در ساعت قرار مانده است...لعنت به تو و اینهمه نیامدن !و لعنت به من و اینهمه انتظار...حسن عباسی...

    ادامه مطلب
  • قاتل ها ، همیشه با چاقو و تفنگ نمی آیند...

  • نیلوبلاگ

    قاتل ها ،همیشه با چاقو و تفنگ نمی آیندقاتل هایی هستند ،که با نیامدنشان ،مرتکب قتل دلی عاشق می شوندو آثار قتل شاندر تاریخ عشق ثبت می شود...#حسن_عباسی...

    ادامه مطلب
  • لعنت به اینهمه دیوانگی...

  • نیلوبلاگ

    در هراس ماندن و رفتن ،سکوت مرگبار نفرت انگیز را از چشم های تو خواندم تو نخواستی حتی لحظه ای فریاد دیوانگی دل را بشنوی لعنت به این سکوت ،و لعنت به اینهمه دیوانگی...حسن عباسی ...

    ادامه مطلب