
رفتنت شد زلزله، من مثل بم ویران شدممملو از بغض و سکوت و گریهی پنهان شدمگفته بودی ما یکی هستیم اما در دو تنباورم شد این سخن، هرچه تو گفتی آن شدمرد پای تو ته فنجان فالم گم شد وسرنوشتم تار و مبهم، صورت بیجان شدمبعد تو حالم شبیه تکدرختی در کویرشاخههایم خشک و بیبر، طعمهی طوفان شدمابر چشمت رفته و مانند دشتی بیعبوربینصیب از آسمان و رحمت باران شدمرفتنت پایان تلخ آرزوی «ماشدن»سوگوار این دلم در نیمهی آبان شدمعاقبت سر میکشم از جام چشمت عشق راهمچنان در داستانم دلخوش پایان شدمحسن عباسی بخوانید...
ادامه مطلب
در این وبلاگ بخشی از شعرها ؛ یادداشت ها و دل نوشته های اینجانب حسن عباسی منعکس می شود. بنده اصالتا از دیار باران , بخش چابکسر استان گیلان هستم و از سال 1370 در تهران زندگی می کنم. " اگر اشعار اینجانب را بازنشر می دهيد سپاسگزارتان خواهم بود كه با ذکر نام باشد.. بدرود و سپاس " بخوانید...
ادامه مطلب
با تو اگر این زندگی همسنگ می شد دنیای من با عشق تو خوشرنگ می شد ای كاش باهم زير سقفی می نشستيم حتی اگر در کل دنیا جنگ می شد در پادگان عشق، یک سرباز ساده با لشگر مژگان تو سرهنگ می شد ای کاش آن سرباز من...
ادامه مطلب
درداستقلممركبشيطانشدهباشد یاحیلهگریباورانسانشدهباشد ازدردنگوید،غمماراننویسد وقتیكهنویسندهغمش،نانشدهباشد سختاستکهآیینهگریزانشودازما بیگانگیازخویش،نمایانشدهبا...
ادامه مطلب
آتش به جان خریده و آتش نشان شدید از جان و تن گذشته و خود جان فشان شدید آوار شد تمامی بحران به روی تان اما شما کنون شهدای زمان شدید حسن عباسی به مناسبت زیر آوارماندن جمعی از آتش نشانان فداکار در حادثه ریزش ساختمان پلاسکو + نوشته شده در سی ام دی ۱۳۹۵ساعت توسط حسن عباسی | ...
ادامه مطلب
در این وبلاگ بخشی از شعرها ؛ یادداشت ها و دل نوشته های اینجانب حسن عباسی منعکس می شود. بنده اصالتا از دیار باران , بخش چابکسر استان گیلان هستم و از سال 1370 در تهران زندگی می کنم." اگر اشعار اینجانب را بازنشر می دهيد سپاسگزارتان خواهم بود كه با ذکر نام باشد.. بدرود و سپاس " ...
ادامه مطلب
آتش به جان خریده و آتش نشان شدید از جان و تن گذشته و خود جان فشان شدید آوار شد تمامی بحران به روی تان اما شما کنون شهدای زمان شدید حسن عباسی به مناسبت زیر آوارماندن جمعی از آتش نشانان فداکار در حادثه ریزش ساختمان پلاسکو + نوشته شده در سی ام دی ۱۳۹۵ساعت توسط حسن عباسی | ...
ادامه مطلب
تمام راه ها را رفته امهیچ راهی مرا به تو نخواهد رساند جز شعرهایمکه ردپای تو در واژه به واژه ی آن ها جا مانده ست...هیچ نگو تا هیچ راهی مرا به تو نرساند همه ی راه هایم به غیر از تو ختم می شود...حسن_عباسی...
ادامه مطلب
صدایت می کنم و به انتظار "جان" گفتنت ،جان به لب شده ام ...انگار شالت را واکرده ای و جانی دوباره به دلدادگی ام داده ای...#حسن_عباسی...
ادامه مطلب
صبح برای من ،غرق شدن در نگاه توستچشمان تو ،خورشید دل انگیز صبح من ست...صبح من ،با لبخند قرمز وچشمان آبی تو آغاز می شود...صبحت بخیر نازنین گل#حسن_عباسی...
ادامه مطلب
جمعه ها حجم نبودنت را بیشتر از هر زمان دیگر به رخ می کشدکاش نبودنت عین جمعه ها فقط آخر هفته حجم دلتنگی ام را به رخ بکشد...حسن عباسی...
ادامه مطلب