
میتراودشعر ،ازچشمانتوبانویمن کاش باشد شعر من شايانتوبانویمن بيدمجنونمیشومجايیكنارخانهات تارسانمشاخهبرایوانتو ،بانویمن كبكزيبايیبهرویشاخهبالایسرت مستشدازشیوهیجولانتو...
ادامه مطلب
باران پاییز اگرچه کوچه را پر از عطر قدم های تو می کندو چترم را بیکارتر از همه ی فصل ها،اما نمی دانم چرا چشمانمبه لبخند آخرین عکستحساسیت پیدا کرده و بی اختیارتر از باران پاییزگونه هایم را نوازش می کند...حسن_عباسي...
ادامه مطلب
صبح یعنی ،طلوع چشم های تودر مشرق نگاه منوقتی که می تابیدر لحظه های قرار منبه وسعت طلوع عشق...صبح را دوست دارم ،وقتی که سرآغازش تویی با سرودن از چشمان تو آغاز می شوم وعشق در من طلوع می کند...#حسن_عباسی ...
ادامه مطلب
چشم هایت را به آغوش می کشم تو هم ،صدایم را به گوش جان بسپارروزهای دلتنگی زیادی در راه ست...آغوش های دلتنگیگوش های بی قراریو چشم های انتظار بی صبرانه در راهند... حسن عباسی...
ادامه مطلب