خرید بک لینک

باید نشانت را بپرسم از خیابانها

یا گم شوم دنبال تو سوی بیابانها

هر صبح یادت را بپاشم روی گلها تا

عطرت پراکنده شود آنسوی میدانها

«من ماندهام تنها میان سیل غمها»یم

تنهاترین عاشق از این خیل پریشانها

آرامش آغوش تو در سینهام یخ زد

با رفتنت ممتد شده سوز زمستانها

بنبست شد تنها مسیرم سمت چشمانت

درماندهام بر قلهی نسل پشیمانها

از رود احساسم خروشی بر نمیآید

انگار گم شد شور من در بین طغیانها

رد میشوم از تیرگی با وامی از چشمت

تا بگذرم از این هجوم تند طوفانها

از بس تو را در آسمانها جستوجو کردم

راز و نیازم ابر شد، بارید بارانها

با من بمان رسمی دوباره جا بیندازیم

تا ثبت گردد عشقمان در کل دورانها

حسن عباسی

برچسب: نویسنده: بردیا کوهی تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1402 ساعت: 17:16

صفحه بندی