با من سخن از قصهی دلگیر روا نیست
غیر از غزل و شعر دلانگیز سزا نیست
از عرش بیا سمت زمین قدِ دلم باش
همراهشدن، شانه به شانه که خطا نیست
این دست خودم نیست به فکر تو نباشم
یک لحظه مرا طاقت دوری شما نیست
چون رود خروشانم و دریام تو هستی
بیجذر و مدت در دل من موج صفا نیست
محراب دلت مرکز آرامش جان است
هر لحظه نباشی به لبم شوق دعا نیست
آن شور جوانی به دلم مانده، در این شهر
مانند من آشفتهدل و سر به هوا نیست
تقدیس شده شأن و شکوهت به جهانم
کفر است بگویم که به غیر تو خدا نیست؟!
امید رسیدن شده انگیزه عمرم
دلسردشدن حاصل پیمان و وفا نیست
حسن عباسی
برچسب:
نویسنده: بردیا کوهی