
اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «می توان با اخم تو یک جنگ را آغاز کرد» مطلع شوید، این گزارش مهمترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. میتوان با اخم تو یک جنگ را آغاز کردیا که عشقت را به نوعِ دیگری ابراز کرد میتوان فرهاد شد با تیشهی شیرین عشقبیستون را عاشقانه مظهر اعجاز کرد در مسیر حافظ و سعدی به قدرِ یک قدممیتوان با شعر خود تا قله...
ادامه مطلب
اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «قرار عاشقانه» مطلع شوید، این گزارش مهمترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. هر چند شکایت از زمانه داریمدر ناخوشی و خوشی بهانه داریم در بین تمام قیل و قال دنیاهمواره قرار عاشقانه داریم حسن عباسی...
ادامه مطلب
در این وبلاگ بخشی از شعرها ؛ یادداشت ها و دل نوشته های اینجانب حسن عباسی منعکس می شود. بنده اصالتا از دیار باران , بخش چابکسر استان گیلان هستم و از سال 1370 در تهران زندگی می کنم. " اگر اشعار اینجانب را بازنشر می دهيد سپاسگزارتان خواهم بود كه با ذکر نام باشد.. بدرود و سپاس " بخوانید...
ادامه مطلب
میتوان با اخم تو یک جنگ را آغاز کردیا که عشقت را به نوعِ دیگری ابراز کردمیتوان فرهاد شد با تیشهی شیرین عشقبیستون را عاشقانه مظهر اعجاز کرددر مسیر حافظ و سعدی به قدرِ یک قدممیتوان با شعر خود تا قلهها پرواز کردمیشود در داستان لیلی و مجنون عشق حق مجنون بوده و مانند لیلی ناز کردپیرو ستارخان باشی اگر با جان و دلمیتوان تبریز شد از حاکمان اعراض کردیا شبیه عاشقان عصر دیجیتال و شعر عاشقی را با دو برچسب و نشان ایجاز کرددر نهایت میتوان با اخم تو هرچند سختزندگی را با غم و شادیِ دل همساز کردحسن عباسی بخوانید...
ادامه مطلب
باید نشانت را بپرسم از خیابانهایا گم شوم دنبال تو سوی بیابانهاهر صبح یادت را بپاشم روی گلها تاعطرت پراکنده شود آنسوی میدانها«من ماندهام تنها میان سیل غمها»یمتنهاترین عاشق از این خیل پریشانهاآرامش آغوش تو در سینهام یخ زد با رفتنت ممتد شده سوز زمستانهابنبست شد تنها مسیرم سمت چشمانت درماندهام بر قلهی نسل پشیمانهااز رود احساسم خروشی بر نمیآیدانگار گم شد شور من در بین طغیانهارد میشوم از تیرگی با وامی از چشمتتا بگذرم از این هجوم تند طوفانهااز بس تو را در آسمانها جستوجو کردمراز و نیازم ابر شد، بارید بارانهابا من بمان رسمی دوباره جا بیندازیمتا ثبت گردد عشقمان در کل دورانهاحسن عباسی بخوانید...
ادامه مطلب
پدرم درختها را میشناسدبچه که بودم به جنگل میرفتیمو پدر برای دوشيدنِ گاوهابه سُراغِ درختهایِ شيرده میرفتپایِ درختی بلنددست در دستهایش میگذاشتلحظهی بالارفتنشخدا پایین میآمدتا پدرم را در آغوش بکشدتا دستهایِ درخت رها نشوندو… پدر، روزیِ حلال را از بالایِ درختِ سر به فلككشيده میچیدپايش كه به زمين میرسید، قلبم برمیگشت پدرم، خود درخت استتكيده اما محکمشاخههایش سبزو ریشهاش عمیق… در سينهی من درختهایی سبز شدندكه با پدرم سخن میگویندآری، پدرم زبان درختها را بلد است.حسن عباسیدلنوشته بخوانید...
ادامه مطلب
دوست دارم دوبیتی چشمهايت راو قصیدهی بلند موهایت را و نامت راکه غزل از تو آغاز میشودبه یادت بارانیامچنان که بغض ابرهای عالم شعر میسرایند نبودنت را…حسن عباسی بخوانید...
ادامه مطلب
هرچند مي خواهد دلم، دستم به دستت را قانع شدم تا كه نبوسم چشم مستت را اين روزها من از شراب ياد تو مستم افطارها مي نوشم آن جام الستت را حسن عباسي...
ادامه مطلب
چون غنچه ی دلتنگ انارم ای دوست اميد به ديدار تو دارم ای دوست هرچند خزان شد همه عمرم بی تو با ياد تو در پی بهارم ای دوست حسن عباسی...
ادامه مطلب
میتراودشعر ،ازچشمانتوبانویمن کاش باشد شعر من شايانتوبانویمن بيدمجنونمیشومجايیكنارخانهات تارسانمشاخهبرایوانتو ،بانویمن كبكزيبايیبهرویشاخهبالایسرت مستشدازشیوهیجولانتو...
ادامه مطلب
دورم اگرچه مدتی را از هوایت خواندی مرا با مهر ، در صحنو سرایت از سنگفرش وعده گاهت جان گرفتم در اجتماع عشق ، افتادم به پايت مولای من حال و هوايم را عوض كن تا زائر مهرت شوم ، جانم فدايت يك آسمان ...
ادامه مطلب
در این وبلاگ بخشی از شعرها ؛ یادداشت ها و دل نوشته های اینجانب حسن عباسی منعکس می شود. بنده اصالتا از دیار باران , بخش چابکسر استان گیلان هستم و از سال 1370 در تهران زندگی می کنم." اگر اشعار اینجانب را بازنشر می دهيد سپاسگزارتان خواهم بود كه با ذکر نام باشد.. بدرود و سپاس " ...
ادامه مطلب
در این وبلاگ بخشی از شعرها ؛ یادداشت ها و دل نوشته های اینجانب حسن عباسی منعکس می شود. بنده اصالتا از دیار باران , بخش چابکسر استان گیلان هستم و از سال 1370 در تهران زندگی می کنم." اگر اشعار اینجانب را بازنشر می دهيد سپاسگزارتان خواهم بود كه با ذکر نام باشد.. بدرود و سپاس " ...
ادامه مطلب
در این وبلاگ بخشی از شعرها ؛ یادداشت ها و دل نوشته های اینجانب حسن عباسی منعکس می شود. بنده اصالتا از دیار باران , بخش چابکسر استان گیلان هستم و از سال 1370 در تهران زندگی می کنم." اگر اشعار اینجانب را بازنشر می دهيد سپاسگزارتان خواهم بود كه با ذکر نام باشد.. بدرود و سپاس " ...
ادامه مطلب
آن مرد ، از جنس حقايق ، نسل ايمانلبريز شد پيمانه اش ، با دست هجرانتدبير و افكارش ، عميق و معتدل بودنامش بلند آوازه شد با مهر يزدانانديشه اش صبر و مدارا با مخالفيعني كه گرد آييم زير چتر قرآنگاهي به ناحق هاشمي زخم زبان خورداز هركس و هر ناكس بيرون ميداناو شصت سال از عمر خود را صرف دين كردایران شد از فقدان او حالا ، پريشانتاريخ او را بايد از آخر ورق زدفصل جديدي با نگاهش كرد بنيانحسن عباسي + نوشته شده در بیستم دی ۱۳۹۵ساعت توسط حسن عباسی | ...
ادامه مطلب
اگر عاشق بودنم را از نگاهم نمی فهمی بگذاربا تمام وجود عشق را بر لبانم جاری کنم تا لبریز شود تمام لحظه هایماز تو ...#حسن عباسی...
ادامه مطلب
او پاییز پارسال رفتو باران رابرایم جا گذاشتکاش دلش را جا گذاشته بود...!#یهویی #حسن_عباسی...
ادامه مطلب
این ابرها نقشه کشیدند تا چشم هایم دور از تو باشندچون که می دانند فقط شانه های تو جان پناه باران پاییزی ست.#یهویی#حسن عباسی...
ادامه مطلب
عاشق بودن را دوست دارمگرچه می دانم که عشق برای من،مانند بهاری ست که رنگ خزان گرفتهرودی ست،که به سمت کوه می رودو جنگلی ست که آتش گرفته...عاشقت می مانم وچمدانم رابا آخرین نگاه تو بسته امو چترم را به استقبال باران چشمانت باز کرده ام...#حسن_عباسی...
ادامه مطلب
پاییز فصل عاشقی رنگ ها ،زمان خوبی برای جدایی نیست در پاییزکوچه های تنهاییو جاده های جنگلی بدون ردپای تو،بن بست های سرگردانی است،اگر که باران ببارد...پاییز فصل باران های عاشقانه استبا چترهایی به وسعت آسمان#حسن_عباسی...
ادامه مطلب